قصد رفتاری (Behavior Intention): از ديدگاه طراحان اين نظريه، مهمترين عامل تعيين کننده رفتار در يک فرد، قصد رفتاري اوست و قصد رفتاری چنين تعريف می شود: . احتمال آن که شخصي تصميم بگيرد که رفتارر مشخصی را انجام دهد. براي تعيين اين که آيا فرد تصميم دارد که رفتاری را انجام دهد، مي توان به آساني از او سئوال کرد. از ديدگاه فيش بين و همکارانش ميزان اين احتمال، به دو عامل اصلی نگرش فرد به رفتار و هنجارهاي ذهني او بستگي دارد. به عبارت ديگر، اين نظريه فرض را وجود رابطه عليتي بين نگرش و هنجارهاي ذهني فرد با قصد رفتاری می دانند.
قصد رفتاري فرد به نگرش او نسبت به رفتار و هنجارهاي ذهني مرتبط با آن رفتار بستگي دارد.
نگرش نسبت به رفتار (Attitude toward Behavior): نگرش را واکنش ها يا مواضع ارزيابي کننده موافق يا مخالف نسبت به يک موقعيت، يک فرد يا يک گروه می دانند که به شکل احساسات، باورها، و حتی رفتار فرد نشان داده مي شود. بين نگرش نسبت به يک مشکل سلامتی و نگرش نسبت به رفتار مرتبط با آن تفاوت وجود دارد. چه بسا فردی که نسبت به بيماري فشار خون بالا نگرش مطلوبی دارد ولی نگرش او نسبت به مصرف به موقع داروهای کنترل فشار خون چندان مطلوب نباشد.
نگرش با باورهاي فرد در مورد پيامدهاي آن رفتار مرتبط است. به عبارت ديگر وقتي فردي باور دارد که رفتاري پيامدهاي ارزشمندي براي او خواهد داشت، نگرش مثبتي نسبت به آن رفتار خواهد داشت و برعکس.
هنجارهاي ذهني (Subjective Norms): حاصل باورهاي هنجاري است که در آن تاييد يا رد رفتار مورد نظر توسط افراد مرجع جامعه مطرح است.
مطالعاتی که قرار است با استفاده از نظريه عمل استدلالی طراحی و اجرا شوند، می توانند در دو دسته مطالعات توصيفي (اندازه گيری سازه های الگو) و مداخله اي (طراحی و اجرای مداخله رفتاری براساس نتايج حاصل از تحليل سازه های اندازه گيری شده) قرار بگيرند. اندازه گيري سازه های الگو در مداخلات آموزش سلامت مبتنی بر نظريه و الگو، يکي از مشکل ترين و البته مهمترين بخش هاست. برای اين کار لازم است از پرسشنامه های استاندارد .و آزمون شده که روايي و پايايي آنها اثبات شده است استفاده کنيم و در صورت فقدان چنين نوع ابزارهايي، بايد اين پرسشنامه ها را طراحی کرد.
با استفاده از ابزارهای سنجش سازه های الگو، و بررسی ارتباط هر يک با رفتار مورد نظر به عنوان متغير وابسته و تعيين قدرت پيشگويي کنندگی هر سازه، مداخله طراحی و اجرا خواهد شد و نتايج بعد از مداخله استخراج و تحليل می شوند و نتيجه گيری نهايي درباره تاثير مداخله انجام خواهد شد.
در اين الگو اندازه گيري سازه ها، با دو روش امکان پذير است:
- اندازه گيري مستقيم سازه ها: پرسشنامه حاوی سئوالاتی است که با هدف ارزيابي کلي مخاطب از وضعيت دو سازه نگرش و هنجارهای ذهنی طرح شده اند. در اندازه گيری مستقيم سازه نگرش نسبت به رفتار، ارزيابي کلي رفتار از ديدگاه فرد با مقياس هاي معنايي مانند "خوب و بد" و استفاده از طيف امتيازدهی انجام مي شود و اندازه گيری سازه هنجارهای ذهنی، با تعيين باور افراد درباره اين موضوع که بيشتر مردم رفتار مورد نظر را تائيد يا رد مي کنند با استفاده از طيف دو قطبي "موافقم و مخالفم"، قابل انجام خواهد بود.
- اندازه گيري غير مستقيم سازه ها: در اين نوع اندازه گيری به ارزيابي اجزاي تشکيل دهنده هر سازه پرداخته می شود. در زير جزييات مربوط به اين نوع اندازه گيری بيان شده است.
در اندازه گيری غيرمستقيم سازه نگرش نسبت به رفتار، دو جزء مجزا سنجيده می شود:
- رفتار به نتايج مورد نظر فرد منجر می شود: استفاده از طيف "احتمال دارد، احتمال ندارد" يا "موافقم، .مخالفم" و تعيين امتياز هفت درجه ای 3- تا 3+
- ارزش نتايج فوق براي فرد: استفاده از طيف "خوب و.بد" و تعيين امتياز هفت درجه ای 3- تا 3+
در اندازه گيری غيرمستقيم سازه هنجارهای ذهنی نيز دو جزء مجزا سنجيده می شود:
- تاييد رفتار توسط فرد مرجع: استفاده از طيف "موافقم و مخالفم" و امتياز هفت درجه ای 3- تا 3+
- انگيزه براي اطاعت از فرد مرجع و انجام رفتار براساس نظر مرجع: استفاده از طيف "احتمال دارد، .احتمال ندارد و تعيين امتياز هفت درجه ای 1 تا 7

ب) نظريه رفتار برنامه ريزی شده (Theory of Planned Behavior)
در شرايطی که فرد کنترل ارادي کاملی روي رفتار خود داشته باشد و همه شرايط مربوط به رفتار در اختيار او باشد، نظريه عمل استدلالی کاربرد دارد ولی در مواردی که ميزان کنترل ارادي بر يک رفتار کم می شود و فرد با وجود داشتن قصد رفتار، نتواند آن رفتار را انجام دهد، کاربرد اين الگو چندان زياد نيست. در اينجاست که ميزان کنترل فرد بر شرايط انجام رفتار مهم خواهد بود. در اين موارد آساني يا مشکلي انجام يک رفتار بر روي قصد آن رفتار نيز تاثير خواهد گذاشت.
آيژن و همکارانش با مشاهده اين اختلاف الگوي جديدي را پايه گذاري کردند.”نظريه رفتار برنامه ريزي شده “ علاوه بر دو سازه نگرش نسبت به رفتار و هنجارهای ذهنی که در نظريه عمل استدلالی معرفی شد، عامل سومی به نام کنترل درک شده (Perceived Control)را با خوددارد. کنترل درک شده به دو عامل وجود يا فقدان تسهيل کننده ها يا موانع انجام يک رفتار، و ميزان تاثير هر وضعيت در سختی يا آسانی انجام رفتار بستگی دارد.
سازه کنترل درک شده مانند دو سازه نظريه عمل استدلالی، با دو روش قابل اندازه گيري است:
اندازه گيری مستقيم سازه کنترل درک شده: در اين روش، اندازه کلي کنترل درک شده بر روي رفتار، با مقياس هاي معنايي مانند "با خودم است و با خودم نيست" مشخص می شود.
اندازه گيری غيرمستقيم سازه کنترل درک شده: با اندازه گيری دو بخش مجزای اين سازه، مقدار آن مشخص خواهد شد:
- احتمال وجود هر وضعيت کمکي يا تحميلي که با مقياس "احتمال دارد و احتمال ندارد" با استفاده از طيف "احتمال دارد، احتمال ندارد" و تعيين امتياز هفت درجه ای 3- تا 3+ يا 1 تا 7
- اثر درک شده هر وضعيت در ايجاد آساني يا سختي انجام رفتار با استفاده از طيف "احتمال دارد و احتمال ندارد" و تعيين امتياز هفت درجه ای 3- تا 3+
پس نظريه رفتار برنامه ريزی شده، فرم تکميل شده ای از نظريه عمل استدلالی است. در اين الگو بايد سه سازه نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل درک شده را اندازه گيری کرد و با بررسی ارتباط اين سازه ها با قصد رفتار، مداخله مناسب طراحی کرد. بايد توجه داشت که وزن هاي نسبي اين سه سازه در جوامع مختلف و رفتارهاي مختلف ممکن است متفاوت باشد.